skip to main
|
skip to sidebar
نثر و عکس
۱۳۸۹ بهمن ۱۹, سهشنبه
خاطرات
در حسرت موندم
یه بار رسیدی خونه اس ام اس بدی رسیدم
منم خیلی غلیظ بگم به تخمم.
۱۳۸۹ خرداد ۲, یکشنبه
حقوق
استاد : دانشجو 5 دقیقه و استاد 20 دقیقه حق تآخیر داره .
10 دقیقه صبر کرد و کلاس هم به حد نساب نرسید و رفت
۱۳۸۸ اسفند ۲۰, پنجشنبه
شب ِ پنجشنبه ، صبح ِ جمعه
لغات ِ از خط خارج شده ،
چشمان نیمه باز ،
مشغولیت با کاغذ ،
افکار ِ بی حس ،
سر ِ بی وزن ،
گوش های بی حس ،
خاطرات ِ بریده شده ،
تمام احساس من .
۱۳۸۸ اسفند ۴, سهشنبه
چاه
خواب خوش و ز نگ
عاشقی و ج نگ
دوست نمایان و ر نگ
حکومت و ن نگ
فراوانی ِ ا نگ
لذت ِ ب نگ
امان از چاه کلمات
امان از لغات بی معنی ، پر معنی
امان از زجر ِ ناب
۱۳۸۸ دی ۳۰, چهارشنبه
بالا روی ، بی مورد
یا ما بیش از حد بی خرد شده ایم یا دنیا در بازی دادن ما از حد خود بیش رفته است .
تجربه ی تلخی است که 5 طبقه را بالا بروی برای سیگار کشیدن و ببینی که کبریت خالی است ...
۱۳۸۸ دی ۲۷, یکشنبه
دیدگاه نو
... از دیگر معایب لامپ های کم مصرف تولید ِ کم ِ گرما است ...
پ.ن : نظر همگان محترم است .
۱۳۸۸ دی ۲۴, پنجشنبه
سیخ است و درد
امتخان ها آمد و فکر اساتید
کتاب چون سیخ شد و سوراخش از ما
.
.
.
۱۳۸۸ دی ۱۲, شنبه
کالیبراسیون
بساطمان را که بدون چیدمان خاص به میز کنار تخت منتقل می کردیم ،
لحظه ای را تصور کردیم که از صدای پخش شدنش بر زمین از خواب پریده ایم ، به شدت .
. افسوس که خوابمان می آمد و فقط می توانستیم منتظر بمانیم
۱۳۸۸ دی ۱۰, پنجشنبه
زمستانی،آفتابی
.خسته شده ایم از بس که صبح های زمستان را آفتابی دیده ایم
،صبح اول خود را در انبوهی از لباس های گرم می کنیم و تا شب له له می زنیم از گرما
،صبح دوم به دو لایه از لباس ها اکتفا می کنیم و تا شب زوزه می کشیم از سرما
نمی دانیم این کائنات کی از ما می کشد بیرون
:پ.ن
جمله ی اول بی ربط است با جملات بعدی و عکس هم بی ربط است در کل
۱۳۸۸ دی ۵, شنبه
کافه
خانم ظاهراٌ متشخص : ببخشید آقا ، شیرقهوه بدون شیر دارید ؟
کافه دار : ؟!
خانم ظاهراٌ متشخص : 2 تا لطفاٌ
۱۳۸۸ دی ۱, سهشنبه
ثبت
دوستان اینگونه یادگاری خود را ثبت می کنند ...
۱۳۸۸ آذر ۱۹, پنجشنبه
جایگزین
صبحدم ،
به مستراح مکتب رفته بودیم که بادی سرد هوشیارمان کرد .
گویا جدیداٌ کانال کولر جایگزین مناسبی شده است ،
برای این سیستم های تهویه
۱۳۸۸ آذر ۱۸, چهارشنبه
جوانی
خواندیم :
"جوانی المثنی ندارد"
نوشتیم .
۱۳۸۸ آذر ۱۱, چهارشنبه
مسخ
پیش را نگاه کن
یک لحظه فقط ،
چه بود ؟
اخلاق نیکویت ؟
کردار نیکویت ؟
پندار نیکویت ؟
گذشتت ؟
مهربانیت ؟
پس چه داشتی که اینگونه می آزردی ؟
پ.ن : عکسی پیدا نکردم درباره ی این موضوع
۱۳۸۸ آبان ۲۸, پنجشنبه
نکته سنج 2
عمر یک سیگار ، با توجه به خشم یا آرامش کشنده ی آن بین 3 تا 7 دقیقه است
۱۳۸۸ آبان ۲۶, سهشنبه
چند بیتی ، اندر احوالات یک ترک کننده
سیگار را ،
به زمین
می کوبد و می کوید ترک .
متعجب می شویم ،
متفکر می شویم ،
فکر را می پاشد و می پاشیم .
می خندد و می خندیم .
سیگار دگر را ،
بر دارد و بر داریم .
آتش افروخته کنیم .
آن را همگان باهم ،
دود می کنیم و می خندیم ...
۱۳۸۸ آبان ۲۴, یکشنبه
نکته سنج 1
خیابانی که از یک سمت ورود ممنوع است ،
بلاشک بن بست نیست !
۱۳۸۸ آبان ۱۷, یکشنبه
دیدگاه
روز حسرت یک بارفیکس در ذهن لاغر بازو
پ.ن: محسن نامجو
۱۳۸۸ آبان ۱۵, جمعه
مرض سکته
دهانمان مزه ی سکته می دهد !
خشم را که فرو می دهیم ، آن را دنبال کرده و در میابیم که وارد خونمان شده است
و منتظر می مانیم تا به قلبمان برسد و درد بکشیم .
۱۳۸۸ آبان ۱۱, دوشنبه
کفاره
تعداد صندوق های شهر به تعداد مردمان شهر ...
گویا مردم سخت نگران حال هم هستند
پستهای جدیدتر
پستهای قدیمیتر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
پستها (Atom)
دوستان
قصههای عامهپسند
تراموا
اتاق تمام فلزی
یادداشتهای یک پستاندار
YekPooria
من ِ من
همین جوری...
اتومبیل و بازار ایران و جهان
بوي بارون، قهوه، سيگار
بايگانی وبلاگ
▼
2011
(1)
▼
فوریهٔ
(1)
خاطرات
◄
2010
(7)
◄
مهٔ
(1)
◄
مارس
(1)
◄
فوریهٔ
(1)
◄
ژانویهٔ
(4)
◄
2009
(39)
◄
دسامبر
(6)
◄
نوامبر
(7)
◄
اکتبر
(2)
◄
سپتامبر
(1)
◄
اوت
(1)
◄
ژوئیهٔ
(7)
◄
ژوئن
(1)
◄
مهٔ
(4)
◄
آوریل
(3)
◄
فوریهٔ
(6)
◄
ژانویهٔ
(1)
درباره من
نثر و عکس
چند تا نوشته،چند تا عکس...
مشاهده نمایه کامل من
خوراک وبلاگ
Subscribe in a reader