۱۳۸۸ تیر ۲۹, دوشنبه

defective cycle


عشق و محبت
محبت و انتظار
انتظار و توانایی
توانایی و شکست
شکست و ناراحتی
ناراحتی و اخم
اخم و نگاه
نگاه و خشم
خشم و فریاد
فریاد و زد
زد و خورد
خورد و جنگ
جنگ و جدال
جدال و اغتشاش
اغتشاش و فریاد
فریاد و تخلیه
تخلیه و آرامش
آرامش و لبخند
لبخند و محبت
محبت و عشق
عشق و محبت
.
.
.

۱۳۸۸ تیر ۲۶, جمعه

god & father


و خدای را آفریننده ترین دانیم .
سال شصت و هفت را برای ما سال ورود قرار داد .

خدای را ، شکر گذاریم .
شروع بیست و دومین سال زندگی خود را دیدیم .

خدای را حکیم ترین دانیم .
سرنوشت را آنگونه که داند و ندانیم نوشته است .

خدای را بنده ایم ، خیر و شر داند .
در شروع سال بیست از زندگی ما ، عزیز ترینمان را گرفت .

خدای را رئوف دانیم .
ندانیم کسان زنده ی دیروز ما ، کجا رفتند و حالشان چیست امروز ،
تنها می دانیم ارحم ُالراحمین چگونه صفتی است .

آن ها رفتند .

ما زنده ایم و جاری ،
ملالی هم نیست .
اما دل ِ تنگمان ، گلویمان را می بنداند گاهی ،
همین .

۱۳۸۸ تیر ۲۴, چهارشنبه

part-10



کلاس درس ، همان علم ،

نشستن روی نیمکت های چوب ، همان خواب خوب ...

۱۳۸۸ تیر ۱۸, پنجشنبه

part-9


نوشتار غلط .

مسائل روز ، حالت آشفته .

خواب روز ، خواب شب ،

حل المسائل قطور .

ترس از نفهمیدن منظور ...

توده ی جامعه افسرده ،

با دلایل لازم ،

نه کافی ...

part-8


بروز اراده ، ترس از اینان

پنهان حقایق .

جان به لب ، قلم به دست ،

اختیار نداشته ی من ...

۱۳۸۸ تیر ۱۲, جمعه

part-7


پوسته ی جمال ظاهر بر هسته ی باطن .

افکار مغشوش ،

چشم های خیره ...

۱۳۸۸ خرداد ۲۵, دوشنبه

departed

شبهای سختیست،
سحرگاهان را در بیمارستان های شهر میگذرانیم،
خون برادرانمان بر روی لباس هایمان نقش زده است.
چوب های قدرت به شکافتن سر عدالت عادت کرده اند دیگر ...
خدایشان آن کند که صلاح است.